پنجشنبه و جمعه هفته قبل 24 و 25 مهر
سلام و درود تقریبا با هفته قبل که رفتیم شمال الان سه هفته هست که مجبور میشیم بصورت متوالی به زادگاه همسر مهربان سفر کنیم. پنجشنبه هم طبق روال دو هفته قبل ساعت حدود سه بود به اتفاق همسر جان و گل پسری راهی شدیم. وسطای راه بود که یه رستوران که آقای همسر عاشق اونجاست (اسب سفید) نگه داشت تا هم استراحتی کرده باشه و هم دلی از عزا دربیاریم. تقریبا یه یک ساعتی اونجا استراحت کردیم و بقیه مسیر رو ادامه دادیم. آقا آرادی هم که تا جایی که میتونه تو ماشین اذیت میکنه مگر اینکه بخوابه و ما یه کم استراحت کنیم . بعد از اینکه سوار ماشین شدیم یه دل سیرذ شیر خورد و خوابید و نزدیکای خونه ی مادر جان بود...








